-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
کیستم من خاک پای حضرت خیرالنساء میشنـاسـندم گـدای حضرت خیر النساء هرچه دارم از سر لطف و نگاه یافاطمهست هرچه که دارم فدای حضرت خیرالنساء میرسد مادر به داد بچههایش روز حشر آه، مائـیم و عـطای حـضرت خیرالنساء سورههای عشق را گر بنگری با چشم دل حک شده آیـه به آیه حضرت خیرالنساء کیست او آنکه رسـول الله شد دلـدادهاش ناسزا نَبْوَد سـزای حـضرت خـیرالنساء میکشد ما را غم فِضّه خُـذینی گـفـتـنش میکشد ما را عزای حضرت خیرالنساء گفت تا عَجِّلْ وَفاتی، مرتضی بیتاب شد کشته ما را این دعای حضرت خیرالنساء هرکه هرچه داشت همراه خودش آورده بود کوچه شد کرب و بلای حضرت خیر النساء
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام در شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
بیتو من غم را به این کاشانه دعوت میکنم روز را با خویش و شب با چاه صحبت میکنم گـاه مـیگـریـم کــنـار آسـیـاب خـانـهات گاه با دیـوار و در ذکر مـصیبت میکنم تو به بابای خودت از غربت من شکوه کن من هم از بی فاطمه بودن شکایت میکنم گـفـتم امشب درد پـهـلـویت اذیت میکند یک تکان خوردی و گفتی: آه عادت میکنم غـصۀ هـمسایههای بی وفایت را نخور من خودم جای همه از تو عیادت میکنم فضه بعد از ماجرای محسن افسرده شده کار اگر داری صدایم کن، اجابت میکنم بیتو زهـرا جان نماز من فرادا میشود بیتو در محراب هم احساس غربت میکنم ای ضریح لطمهخورده! میروی از خانهام کـربـلا اما تو را روزی زیـارت میکنم بر سر جـسم مـقـطع، بین گـودال حسین با بـنـیَّهـای تو ذکـر مـصـیبت میکـنـم تو کمک بر رأسهای رفته بر نی میکنی من کمک بر دختران در اسارت میکنم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
خسته و مضطر شدی هرگاه؛ یا زهرا بگو بسته شد وقتی به رویَت راه؛ یا زهرا بگو تا که مِهرش در وجودت بیشتر جاری شود با دلی از عـاشـقی آگـاه؛ یا زهـرا بگـو توبهات تا که قبول افتد بگو: جانم حسین تا شوَد کـوهِ گـناهَـت کاه؛ یا زهـرا بگو با دعایش دور خواهد کرد از عصیان تو را تا نباشی لحـظهای گمراه؛ یا زهرا بگو دلبری کن از عـلی در زیرِ ایوانِ نجف هر سحر با نغمهای دلخواه؛ یا زهرا بگو در میان روضه هر چه از فراق کربلا گریه کردی و کـشیدی آه؛ یا زهرا بگو إذنِ پابوس پسر بیواسطه با مادر است کـربـلا رفتی اگر گهگاه؛ یا زهـرا بگو روی تلّ زیـنـبـیه مثل زینب بیـقـرار... خیره بر گـودالِ قـتـلگاه؛ یا زهرا بگو!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام در شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
این غریبی که ز دنیا رفته دنیای من است اینکه خوابیدهاست زیر خاک، زهرای من است بعد از این راحت بخوابید آی مردم! پر کشید اینکه خاموش است دیگر شمع شبهای من است رفت جانم؛ ماندهام جسمم چگونه مانده است زنده ماندن بعد زهرایم معمای من است آرزویم خاک شد با او در این غربت، فقط رفتن از دنیای بیزهرا تمنای من است جای من در کوچه رفت و جای من دستش شکست خانۀ تاریک قبر همسرم، جای من است پیش چشمم ضربهها چشمان او را تار کرد روضهخوانِ این مصیبت چشم بینای من است غربت من با جراحات تنش هم دست شد نیمی از قد کـمان فـاطـمه پای من است بعد از این من ماندم و یک خانۀ بی فاطمه تلختـر از تلخی امروز فردای من است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
نامت همیـشه زمـزمـۀ بی امـان ماست ما اهل خاک و روضۀ تو آسمان ماست در زیر سقف روضهات ای صبح بیغروب تنهـاتـرین مجـال تـنـفس، از آن ماست محتاج نور نیست هر آنکس تو را شناخت مهرت چراغ خانۀ هر دو جهان ماست ذکر شـریف فـاطـمه، ای خیر دستگیر سنگـینترین عبادت روی زبان ماست داغ تو را نه اینکه فـقـط گریه میکنیم امـروز درس فـاطـمـیه، امتحان ماست واجبتـرین فـریـضۀ ما فـاطـمیه است ایـن اعـتـقـاد قـاطـبـۀ دوسـتـان مـاست صورت کبود روضۀ دیوار و کوچهایم این زخمهای سرخ همیشه نشان ماست جان دادهای به راه امـامت که همچنان نـام عـلـی هـنـوز بـلـنـد از اذان ماست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
شرح غمت نمیشود این بیتهای لال بـایـد نـوشت از غـم تو سـالـیـان سال آن روز کاش پـشت در خانه مثل قبل سائل رسیده بود به دنبال عرض حال هـیـزم وَ شعـلههای حسد همقـسم شدند تا روسـیـاهـیاش بشود قـسـمت ذغال این خـانـواده منـتـظـر یک مـسـافـرند با استعاره روضه بخوانم در این مجال با استعاره روضه بخوانم که بهتر است با دسـت بـاد میشـکـنـد زودتـر نهـال آئــیــنــۀ تــمــامنــمــای پــیــمــبـــری اما چـرا شـکـسـتن آئـیـنـه شد حـلال؟ از آسـمـان چـشم تو غـم چـکّه میکند مرثـیه خـوانـدن است اذان گـفتن بلال دلـتـنـگ اقـتـدا بـه قـد و قـامـت پـدر! دلـتـنگ یک قـنوت شدی با فراغ بال مثل پـری سـبـک شدهای از وبـال تن بگـذار بگـذرم دگر از شرح کالخـیال
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
آرام و بیصـدا دلِ مـولایـمان شکست وقتیکه دید مـادرمان قد کمان شکست وقـتی پـنـاهِ هر دو جـهـان بیپـنـاه بود پیـش نگـاه ساکـت اهل جهـان شکست آهسته گفت: "فاطمه جانم نرو" گریست آهسته گفت: "فاطمه جانم بمان!" شکست آن لحظهای که فاطمه پهلو شکسته رفت بغـض هـزار سـالۀ او ناگهـان شکست در قـبر گفت؛"فاطمه جانم! منم! علی" تنهـا کـنارِ گریۀ شب، بیامان شکست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
زهراست آن که عرش خدا بوده محفلش تـعــظـیـم کـردهانـد مـلائـک مـقـابـلـش روح الامین در اوج تعالی و قرب خود شد مـفـتخـر به خـادمـیِ بـیـن مـنـزلـش جز او کدام زن، شب عقدش عطا نمود پیـراهـن عـروسی خود را به سـائـلـش او را خدا به مصحف خود مدح کرده است این شـعـرهـای مـا که نـدارنـد قـابـلـش بـوسـه بـه دسـت اُمِّ ابــیـهــا زدن شــده بــالاتـریـن مــقـام نـبـی در فـضـائـلـش مشمول رحـمت است کـنار پلِ صـراط هر کس دعای حضرت زهراست شاملش وقت هجـوم، حرمت او حفـظ شد؟ نشد تا روز حـشـر لـعـنت شیـعه به قـاتـلش جا خورد فضه تا که به زهرا نظاره کرد تـغـیـیر کـرده بـود ز بس که شـمایـلش باری شـبـیه شـیـشه، زمان شکـستـنـش تحمیل میکند چه غـمی را به حاملش!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
قـفـس وبالِ بال بود، جای آسـمان نبود زمینِ مُرده مـقـصدِ مسافـر زمان نبود دَمی که صاحبِ بهشت، روی خاکْ پا گذاشت قرار بر بهار بود، حرفی از خزان نبود زمین لیاقتِ امانتی که داشت را نداشت همیشهآزمودهای؛ که مَردِ امتحان نبود چگونه شد کسی که چادرش پناه خلق بود میان خلقِ در پناه خویش، در امان نبود؟! مگر زمان چگونه از گذارِ عُمرِ او گذشت که در شمارِ سالها جوان، ولی جوان نبود؟! نمازِ پشتِ در به دائمالرُّکوعیاش رساند قیامِ در قـعـود بود، قامتـش کمان نبود اگر نبود خطبهای که زد به گوش مأذنه نـشانی از عـلی میان اشـهـدِ اذان نبود نمـازهای ما به سمت قـبلـۀ مدیـنه بود اگر مزارِ قـبلهگاهِ کـعـبه بینشان نبود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال فرزندان حضرت زهرا سلاماللهعلیها در مصائب حمله به خانه
از لالـهزار تـوحـیـد آتـش زبـانه میزد گل گـشته بود پـرپـر، بلبل ترانه میزد در گلشن ولایت، یک نوشکفته گل بود گر میگذاشت گلچین، آن گل جوانه میزد من ایـسـتـاده بـودم، دیـدم که مـادرم را دشمن گهی به کوچه، گاهی به خانه میزد گاهی به پشت و پهلو، گاهی به دست و بازو گاهی به چشم و صورت، گاهی به شانه میزد گـردیـده بود قـنـفـذ، همدست با مـغـیره او با غلاف شمشیر، این تازیانه میزد وقتی که باغ میسوخت، صیاد بیمروت مـرغ شکـسـتهپـر را در آشـیانه میزد با چشم خویش دیـدم جان دادن پـدر را از نـالـهای که مـادر در آسـتـانه میزد این روزها که میدید موی مرا پریشان با اشک دیده میشست، با دست شانه میزد هنگام شرح این غم، از قلب زار (میثم) مـانـنـد خــانـۀ مـا آتـش زبــانـه مـیزد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
ذکر مصائب حمله به خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام
خانهای که ثـمر از ساقی کـوثـر دارد آنچنان سوخت که گفتند: مگر در دارد؟ با لگد باز مکن درب جنان را که گلش در بغـل شيشهای از یاس معـطر دارد آنچنان صاعـقـه افـتاده به جان گل که باغـبان در بـغـلـش غـنچـۀ پـرپر دارد از بلـنـدای تب شـعـلۀ آتش پـیـدا است نه فـقط بغـض احد، کـیـنۀ خـیبر دارد حسن از غـصۀ آن کوچه نپـاشـید اگر دلخوشی داشت که این غمکده مادر دارد پر زد از خاک غـریبانه شبانه از بس خـاطـری از هـمۀ شـهـر مـکـدر دارد مادری که به جهان منـزلـتی برتـر از سـاره و آسـیـه و مـریـم و هاجر دارد فاطمه حیدر و حیدر همهاش فاطمه است کی دو این نور خدا معنی دیگر دارد؟! فاطمه پای علی سوخت که ثابت بکند مـرتـضی فـاطمه و فاطمه حیدر دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
ذکر مصائب حمله به خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام
حتی نـسـیم با ادب اینجا وزیـده است خورشید، نور تازه از این خانه چیده است جایی که ابرهای جهـان نیز با وضو هر بار روی پنجـرۀ آن چکـیده است جایی که قلب کوچک دنیا تمام عـمر تنها به عشق خانۀ زهـرا تـپـیده است از عطر و بوی سفرۀ زهراست بیگمان نانی اگر به سفـرۀ انسان رسیده است ای کینه! با لگـد در این خانه را نزن این خانه خنده بر لبـمان آفـریده است از ترس، شعـلهها در خانه شتـابـناک خود را به سوی مادر هستی کشیده است آهـستـهتر قـدم بزن ای کوه بر زمین در ناکجای خـاک، گـلی آرمیده است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
رزق عالم را به سر انگشت خود تقسیم کن نور جنّت را به برق خندهات تنظیم کن ای که دنیا مستمند گوشۀ چشمان توست با نـگـاه روشـنت آیـنـده را تـسـلـیـم کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
ذکر مصائب حمله به خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام
چه کسی دیده که خورشید زمینگیر شود؟! چشمۀ زندگی از زندگیاش سیر شود؟! یک نفـس آیـد و صد درد به هـمراه آید گـاه از روزنـهای، سـیل سـرازیـر شود یک نفـر آه کـشد، چـند نـفـر گـریه کنند آیـنـه چون شـکـنـد، آیـنـه تـکـثـیـر شود ریسمان دید به دست عـلی، از پا افـتاد گاهی از واقـعهای تلخ، جوان پـیر شود بین دیوار و در از درد به خود میپیچید گر که پهـلـو شـکـند، درد فراگـیر شود آتش از چار طرف حلقه به دورش میزد وای اسیری که در این شعله به زنجیر شود هر چه کرد از وسط شعله نشد برخیزد شعله میخواست که پروانه زمینگیر شود یا علی گفت و به پا خاست و در کوچه دوید زخـمهـایش نـتـوانست عـنـانگـیـر شود دست انداخت که جان دو جهان را نبرند یک غلاف آمد و نگذاشت جهانگیر شود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
ذکر مصائب حمله به خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام
به میدان میرود جنگاوری گویا به پیکاری به مسجد میرود زهرا امامش را دهد یاری به مسجد میرود تا پایههایش را بلرزاند که مسجد بیعلی چیزی ندارد جز ستمکاری که مسجد بیعلی بتخانۀ محض است ای مردم علی اسلام و جز زهرای اطهر نیست دینداری صلابت یعنی یکصد زخم خوردی و سر پایی که ظالم را بکوبی و به مظلومان دهی یاری آهای اهل مدینه! فاطمه سر خم نخواهد کرد برای هیچ طاغـوتی؛ برای هیچ جباری زبان وا کرد تا نفرین کند، مسجد تنش لرزید عجب شمشیر برانی! عجب زهرای کراری! اگر بند طناب از دست حیدر وا نمیکردند نمیماند از همان مسجد براشان غیر آواری فدک را غصب کردند و ندانستند در واقع علی سرمایۀ زهراست؛ نه باغ و زمین، آری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
ذکر مصائب حمله به خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام
بی هوا صاعقهای صورت ماهش را زد دست ابـلـیس تـرک بر هـمـۀ دنـیـا زد ساحـل نازک رویش ردِ پایی برداشت مـوج خـون آمـد و بر عاطـفۀ دریا زد درد این است که نامرد به خود میبالید بعد از آن روز که بر چادر زهرا پا زد بی وجودی که قـلم شرم کند از نامـش زهـر خود را به دل سوختۀ زهـرا زد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
آن بـانـوئی که ذکـر لـبـش یاجـلـیل بود دیـدنـد سـجـدههای نـمـازش طـویل بود صدهـا فـرشـتـه محـو تمـاشای او شدند از بسکه جلـوههای نمـازش جمیل بود همتا نداشت در شرف و عصمت و عفاف قـدر و مـقـام و منـزلـتـش بیبـدیـل بود خود کـوثـر و دو چشمۀ زمزمفـشان او روشـنتـر از زلال دل سـلـسـبـیـل بـود تا نـشـکـنـد بـلـور دل او ز سـنـگ غـم بعد از پـدر انـیـس دلـش جـبـرئـیل بود فـریاد خـطـبهخـوانی آن مظهر عـفـاف مُهر سکـوت بر لب هر قـالوقـیـل بود عـمرش پُر افـتخـارتر از عمر نوح شد گـرچه بـسان سـورۀ کـوثـر قـلـیـل بـود در راهِ حفظ کعـبۀ دل، جان سپـر نمود وقـتی نـفـاق در دل اصـحـاب فـیل بود نـمـرودیـان بـه آتـش بــیـداد سـوخـتـنـد آن خـانه را که کـعـبۀ صدها خـلیل بود یک غنچه در تهاجم گلچین به باغ وحی در حفـظ جـان بانـوی گلها دخـیل بود در روز رستخیز، پُر از حسرت و غم است چـشـمی که بهر گـریۀ بر او بخـیل بود مدح کسی سرود «وفایی» که حق گواست دشمن به پیش عزّت و قدرش، ذلیل بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زهرا سلاماللهعلیها با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
چهها کرده این شهر با ما پس از تو همه خـوب بـودند اما پس از تو... نـــدارد خــریـــدار آهِ غــریــبـــان شـده کـار مـردم تـمـاشـا پس از تو وصـیّ تـو را دسـت بـسـتـند آخــر دگـرگـون شده رسم دنیا پس از تو فــدایــش شــدم بـا تــمــام وجــودم ولی باز تنهاست "مولا" پس از تو کسی غـیر شـیـون، کسی غیر ناله نیـامـد به دیـدار زهـرا پـس از تـو ببر دخترت را از این شهر غربت که خـیری ندیـدم ز دنیـا پس از تو دگر پـای آتـش به ایـنجـا شـده بـاز دلم غرقِ خون شد، مبادا پس از من...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
طلیعه فاطمیه و عزاداری شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
دوباره در دلم آشـوب عـالم آمده است قـیـامت آمـده یا که مُـحـرّم آمـده است عزای کـیست که حتی خود مُحـرّم هم به سر زنان و پریشان و درهم آمده است عـــزای اشــرف اولاد آدم اسـت آری عـزای بـنـت نـبـیِّ مـکـرم آمـده اسـت تــمـام خـلـق دچــار مُـحــرّمــنـد ولـی برای فـاطمه دلهای مَحـرم آمده است دوبـاره فـاطـمـیـه آمـد و یـقـیـن داریم در این حسینیه صاحب عزا هم آمده است وضوی گریه بگیر و بیا که در روضه عزیز فـاطـمه با قـامت خـم آمده است رواست مُردن از این غم که پشت درب بهشت برای سـوخـتن گـل، جـهـنم آمده است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
روی عـدم نـدیـد وجـودی که داشتی امـکـان نـما نـبود نـمـودی که داشتی در خاک هم به دیدن افـلاک رفتهای عـین فـراز بـود فـرودی که داشـتـی ای از تبـار لـیلـۀ قـدر اندکی درنگ ما را ببر به سمت شهودی که داشتی ای بانـویی که بود مـبـاهـات نسل تو با جبرئیل، گفت و شنودی که داشتی ققنوسوار در پی خـورشید پَر زدی از شعلههای آتش و دودی که داشتی گـفـتی و باز منکـر شـأن شـما شـدند نفرین به دشمنان حسودی که داشتی امـا حـمـاسـه در تن آفـاق پـا گـرفت از پشت روزهای کـبودی که داشتی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام در شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
مأمـور به صبـرم از خـداوند فـهـمید و به خانه آتش افکـند مـا بـیـن حــیــاط خـانــۀ مـن زهـرای مـرا زدند و رفـتـنـد یک عمر در این محله باشی آقـا و بـزرگ و آبـرومـنـد... بـالا نــبـری دگـر ســرت را در بر سر هـمـسرت بکـوبند افـتـاد به روی خـاک و افـتاد از صورت بچـههـاش لبـخـند یـکدنـده شــدهسـت دنــدۀ او خُـرد است اگر نخورده پیوند دیروز به مرگ خود دعا کرد حتی ز حسین خویش دل کند
: امتیاز
|
























